خوش شانسی'>شانسی ؟ بد شانسی ؟
کسی چــه
میداند ؟ یک داستان قدیمی چینی هست که میگوید : پیرمردی اسبی داشت و با آن اسب زمینش را شخم میزد . روزی آن اسب از دست پیرمرد فرار کرد و در صحرا گم شد . همسایگان برای ابراز همدردی با پیرمرد ، به نزد او آمدند و گفتند : عجب بد شانسی ای آوردی . پیرمرد جواب داد : " بد شانسی ؟ خوش شانسی ؟ کسی چه میداند ؟" چندی بعد اسب پیرمرد به همراه چند اسب وحشی دیگر به خانه ی پیرمرد بازگشت . آوای دل...
ما را در سایت آوای دل دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 48
تاريخ: دوشنبه
28 آذر
1401 ساعت: 22:02