آوای دل

متن مرتبط با «خدا» در سایت آوای دل نوشته شده است

پیرزنی در خواب , خدا رو دید و به او گفت

  • نیلوبلاگ

    پیرزنی در خواب , خدا رو دید و به او گفت : ))خدایا من خیلی تنهام . آیا مهمان خانه من می شوی ؟ (( خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش خواهد رفت . پیرزن از خواب بیدار شد با عجله شروع به جارو کردن خانه کرد . رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی که بلد بود پخت. سپس نشست و منتظر ماند . چند دقیقه بعد در خانه به صدا در آمد . پیر زن با عجله به طرف در رفت آن را باز کرد پیر مرد فقیری بود . پیرمرد از او خواست تا به او غذا بدهد پیر زن با عصبانیت سر فقیر...

    ادامه مطلب
  • خدایا چنان کن سرانجام کار توخشنود باشی و ما رستگار

  • نیلوبلاگ

    11 ماه واندی گذشت .. بعضیها دلشون شکست وبعضی ها دلی راشکستند.خیلی ها عاشق بودند. خیلی هاهم عشقشان پول بود ودروغ بود .خیلی ها متنفر. خیلی ها دروغ گفتن وبا دروع هایشان آبرو بردند. خیلی ها هم سکوت کردند وکسب آبروکردندوبه خدا وا گذار کردند. خیلی ها به دنیا آمدند. وخیلی ها از دنیا رفتند.باهم گریه کردیم وباهم خندیدیم وزندگی بر خلاف آرزوهایمان گذشت.یاشاید هم درست بر طبق آرزوهایمان. ولی درودی می فرستیم بر انهایی که درد دل همه را گوش کردنداما معلوم نکردند که دل...

    ادامه مطلب